hAppY NEw yEar

 
سال نو 7031 میترایی آریایی، 3747 زرتشتی، 2568   شاهنشاهی و 1388 خورشیدی فرخنده
 
 اگرچه پیامبراسلام 1388سال پیش هجرت کردند ولی سرزمین آریایی من 5646 سال پیش از آن نوروز را جشن می گرفت 2362 سال پیش از آن مردمان این دیار، خدای را ستایش می کردند و کوروش 1183 سال پیش از آن دوستی را در جهان گسترانید. پیشینه سرزمین من بسی بیشتر از1388 سال می باشد. به سرزمین خود ببالید"*** فرا رسیدن بهار طبیعت و نوروز باستانی بر شما دوست خوبم فرخنده باد با آرزوی بهترینهای گذشته و حال و آینده برای شما
 
شاد باشید و پاینده


 

    با ارزوی 12 ماه شادی

    52 هفته خنده 

  365 روز سلامتی

    8760ساعت عشق 

  525600دقیقه برکت  

  315300ثانیه دوستی

قلب شکسته ی من

نشسته بود رو زمين و داشت يه تيکه هايي رو از رو زمين جمع مي کرد ...
بهش گفتم : کمک مي خواي
؟
گفت : نه
گفتم خسته ميشي بزار خوب کمکت کنم
گفت : نه ، خودم جمع مي کنم
گفتم : حالا تيکه هاي چي هست ؟ بدجوري شکسته مشخص نيست چيه
؟
نگاه معني داري کرد و گفت : قلبم . اين تيکه هاي قلب منه که شکسته . خودم بايد جمعش کنم !
بعدش گفت : مي دوني چيه رفيق، آدما اين دوره زمونه دل داري بلد نيستن، وقتي مي خواي يه دل پاک و بي ريا رو به دستشون بسپري هنوز تو دستشون نگرفته مي ندازنش زمين و مي شکوننش ...
ميخوام تيکه هاش رو بسپرم به دست صاحب اصليش اون دل داري خوب بلده
ميخوام بدم بهش بلکه اين قلب شکسته خوب شه آخه مي دوني خودش گفته قلبهاي شکسته رو خيلي دوست داره
گفت و تيکه هاي شکسته رو جمع کرد و يواش يواش ازم دور شد
...
و من توي اين فکر که چرا ما آدما دل داري بلد نيستيم
...
دلم مي خواست بهش بگم خوب چرا دلت رو مي سپري دست هر کسي ؟!!!
انگاري فهميد تو دلم چي گفتم .
برگشت و گفت : رفيق ، دلم رو به دست هر کسي نسپردم
...
اون براي من هر کسي نبود من براي اون هر کسي بودم
!!!
گفت و اين بار رفت سمت دريا . سهمش از تنهايي هاش دريايي بود که راز دارش بود...

REZAYA'S full biography:

amir reza tari was born in 
july 1986 in firoozkoh
after his birthday he moved
to sari
(capital of mazandaran)


... when he was so young,he started
to play ney,tombak,drum,
keyboard,and his professional
musical instrument guitar that he got
good skills in this one that he learned
from master "fardin hagh shenas"
he encouraged to be a singer .that
was the first step to be a singer.
he started his professional musician
activity from 1383 with "bi marefat"
song and in norooz 85 rezaya had
known with "nazgol"song to
everybody in the world
.

BEHtArIIINaM

Faryad Zadam DosSet Daram Nashnidi KHastam Begam Begam Bi To Tanham Nafahmidi...KHastam Vojodamo Behet Hedie KoNam Nagereftii Mano Shekasti Ama SedaE Shekastanamo Nashnidi  

Midonam Bodan Ya Nabodanam Vasat FarGhi NaDare Ama Faghat Vase YekBar Gosh Kon Be HarfAm...

Ino Bedon Behtarin Navazeshe Zendegim Rozi Bod Ke Saram Dad Zadi Gofti BORO NEMIKHAMET

Azat khastam Bemoni Nari Ama to KHeili Dortar Az Man boDi..... Sedamo Nashnidi.... Dasteto To Dastesh Didam Vasaton ArezoE Ta abad Baham Bodano Kardam .... Nemikhastam Mesle Man TANHA BASHIO BEMONI.....

Behtarinam Ta Abad Doset Daram

اگه خواستی بدونی كه کسی دوستت داره...

هر وقت خواستی بدونی كه کسی دوستت داره تو چشماش زول بزن تا عشق رو تو چشماش ببینی:

- اگه نگات کرد عاشقته .

- اگه خجالت کشید بدون برات میمیره .

- اگه سرشو انداخت پایین و یه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو میمیره .

و اگر هم خندید بدون اصلا دوست نداره.

آهنگ دوست داشتم ولی ، (امير رضايا و کسری)

دیوونت بودم و قدرمو ندونستی
چشماتو رو دل عاشق من بستی
دل به غریبه دادی و افتادی از چشمم
بعد تو مثه تو منم بذار بشم
دیگه نمی خوام ببینم تو رو واسه یه لحظه
هر چند دوریه تو واسم خیلی سخته
اما حالا واسم فرقی نداره با تو
زندگی بی تو برام بیشتر می صرفه

***

عاشق بودم و رفتی تو پشت سرتم
نگاه کردی و پیغوم دادی پشت سر هم
آره هنوزم بد میگی تو پشت سر من
به همه گفتی عشقم اونو کشته خره نه؟
خیلی آتو الان دادن آمارو دستم
که قصد تو فقط بوده آمار و اذیت
دیگه نمی خوام بشنوم صدای تو رو من
زندگی می کنم از این به بعد به جای تو خودم
منم همه ی دنیامو دادم به خاطر تو چون
که دروغه که زندگیم فقط به خاطر تو شد
می خوای بگی چرا داری میری؟بگو بگوشم
چرا چون ندادم که لباس گرون بپوشم؟
می دونم بی دلیل نیستش که هستی تو خانوم
اون پسر پول داشت و رفتی تو با اون
می گفتی تو دلت باید اجارمو بدم
به نفعمه که دلتو بذارم و برم

***

دیوونت بودم و قدرمو ندونستی
چشماتو رو دل عاشق من بستی
دل به غریبه دادی و افتادی از چشمم
بعد تو مثه تو منم بذار بشم
دیگه نمی خوام ببینم تو رو واسه یه لحظه
هر چند دوریه تو واسم خیلی سخته
اما حالا واسم فرقی نداره با تو
زندگی بی تو برام بیشتر می صرفه

***

با اینکه درد داشتن حرفای دل من
بغض داشتم و نریخت اشکای چش من
افعال شعر من همش تویی فقط
نمی دونم یهو چی شد عوض شدی نخند
به ریش من تو ، که پیش من تو
دیگه جایی نداری برو از پیش من خب
چون دیگه از تو من نفرت دارم
قول میدم زود میره این عشق از یادم
تو مال من بودی و من مال تو عشقم
اگه عکسم تو قابه دیگه قابو بشکن
به یاد تو تشنم من هنوزم عزیزم
چون اون روزی که عاشق بودی من نبودم ندیدم
تو مال من بودی هه منم فراموش کردم
قبل از اونم نگو که بودیم در آغوش هر شب

***

دیوونت بودم و قدرمو ندونستی
چشماتو رو دل عاشق من بستی
دل به غریبه دادی و افتادی از چشمم
بعد تو مثه تو منم بذار بشم
دیگه نمی خوام ببینم تو رو واسه یه لحظه
هر چند دوریه تو واسم خیلی سخته
اما حالا واسم فرقی نداره با تو
زندگی بی تو برام بیشتر می صرفه

آهنگ شور عشق ،( امير رضايا و فاماس)

ندونستم عزیزم
یه روز از همین روزا
ما رو از هم می گیره
روزگار بی وفا
سهم من از عشق تو
تلخیه فاصله شد
سهم تو از عشق من
شور عشق تازه شد
اگه می دونستم عزیزم
قسمتمون میشه جدایی
دنباله رد پات نمی رفتم
تا بدونم که تو کجایی
اگه می دونستم زمونه
با من و دل نامهربونه
نمی ذاشتم حتی یادت
توی خاطرم بمونه
توی خاطرم بمونه

***


چه جوری این همه خاطره بره از سرمون
دیگه تو نیستی رفتی به یه سفر دور
هنوز بغض تو صدامه بیا اشکامو ببین
بیا رو گونه هام دست بکش دستامو بگیر
دیگه فضای خونه بی صدا تاریک و سرده
دل من گریه نکن اونی که می خواستی رفته
فقط آرزو کن که همیشه خوب باشه نسوز
یکی اینجا تنها مونده اونو دوس داره هنوز
باشه تنهام بذار ولی نگو تنهام دیگه
فقط جوابتو این سکوت لبهام میده
برو فکرشم نکن روزی برگردی باز
آخه گناهم چی بود به من بد کردی کاش
نمی زدی هیچوقت حرف رفتن بهم
دیگه از من گذشت شده حسرت به دل
باورش خیلی سخته راهمون جدا شده
عزیزم خوشبخت باشی گلم خدا کنه

***

ندونستم عزیزم
یه روز از همین روزا
ما رو از هم می گیره
روزگار بی وفا
سهم من از عشق تو
تلخیه فاصله شد
سهم تو از عشق من
شور عشق تازه شد
اگه می دونستم عزیزم
قسمتمون میشه جدایی
دنباله رد پات نمی رفتم
تا بدونم که تو کجایی
اگه می دونستم زمونه
با من و دل نامهربونه
نمی ذاشتم حتی یادت
توی خاطرم بمونه
توی خاطرم بمونه

***
می دونم دستای من و تو دیگه از هم جداست
لعنت به این روزگار که پا رو قلبم گذاشت
آره تو شمع بودی منم بازم پروانه شدم
من سوختم به پات پشیمونم از کار خودم
هیچوقت یادم نمیره لحظه ی خدافظی
که با بغض صدات گفتی باید جدا بشیم
اگه سخت بود برات گلم فدای سرت
اما می خوام منو ببخشی برای همه
بدی هام اصلا چرا من شدم خاطر خواتو
هیچ وقت دست خودم نبود ولی بدون جاتو
تا آخرشم تو قلب من خالیه باز
امید از درد دوریت واسه تو قافیه ساخت
ثانیه ها که میرن ما هم دور تر از هم
بگو خدا خواست بشیم جدا زودتر از هم
ولی خدا کنه همش دروغ باشه چشم
نبینه پر زدی از فرودگاهه دلم