قرتی خانم احمق..... !!!

پسر جوان آدامس بزرگی را می جوید و مرتب پشت فرمان سرش را به سمت آینه کج می کرد و موهای غرق در ژل و سیخ سیخی اش را وارسی می کرد!
. صدای آهنگ تند و تیز سیستم با کلاس ماشینش تا یک کیلومتری قابل شنیدن بود
. پشت سرش دختر جوانی پشت فرمان بود
. دختری زیبا با آرایشی جذاب .
پسر برای مخ زدن دختر یک لحظه چراغ های پلیسی ماشین را روشن کرد .
ولی فایده ای نداشت .
دختر می خواست سبقت بگیرد ،
اما پسر اجازه ی این کار را به او نمی داد .
او می خواست به هر صورت یا دختر را به دست آورد یا او را اذیت کند .
ناگهان در یک لحظه بر اثر بی ملاحظه گی پسر ،
دخترک نتوانست کنترل ماشینش را حفظ کند و از عقب محکم به ماشین پسر زد.
پسر دیوانه که موقعیت را مناسب می دید برای گرفتن ماهی از آب گل آلود با دادن فحش های رکیک از ماشین پیاده شد و به سمت دختر رفت .
قرتی خانم احمق ، بی شعور عوضی تو که رانندگی بلد نیستی بهتره پشت همون میز توالت بشینی . 

 


دختر بیچاره نگاهی به پسر و مردمی که دور و بر ماشینش جمع شده بودن انداخت و گفت:
آقای محترم شما یک ساعته داری منو اذیت می کنی... شما داری بد رانندگی می کنی....
 

 

- بی خود حرف نزن بیا پایین ببین چه بلایی سر ماشین من آوردی.... 

 


- خوب خسارتشو می دم .... 

 


- زحمت نکش ... گفتم بیا پایین ..... 

 


دخترک دو عدد عصا از روی صندلی عقب برداشت و به زحمت پیاده شد.
دختری معلول با دو پای قطع شده از زانو و اتومبیلی مخصوص معلولین .
چشم های پسر نزدیک بود از حدقه بیرون بزند. نگاهی از روی شرمندگی به دختر انداخت. سرش را پایین گرفت و رفت.  


دیگر نه صدای ضبط ماشینش به گوش می رسید و نه موهایش را مرتب می کرد.  


دختر لبخند تلخی زد و به راهش ادامه داد.

دوست دارم ;)

بهت نمی گم دوست دارم،ولی قسم می خورم که دوست دارم بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما باهات میمونم اگه یه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون من قبل از تو میمیرم.

زندگی چیست؟؟؟...

نمیدونم زندگی چیست؟؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام. اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام. اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم.

ما همچنان الله اکبر گویان,سبز هستیم


تا مشخص شدن تکلیف انتخابات هر شب سه نوبت بانگ الله اکبر
 

در ساعات 22 - 23 - 24


 

قسمتی از سخنان میر حسین موسوی:

من همیشه ایران را دوست داشتم واین عشق فکر می کنم باهمه ماها قرین هست، هیچ ایرانی را فکر نمی کنم که به ایرانیت خودش افتخار نکند و نگران اینده ایران نباشد ونگران مشکلاتش نباشد همه دلشان می خواهد ایران را بزرگ بینند و سرافراز ببینند.

 

بنده آمده ام که این روحیه را عوض می کنم . آن چیزی که درفرمان هشت ماده ای حضرت امام هست برخلاف این روحیه است وبنده این حالت پرونده سازی ، سیاه کردن برنامه ها ، سیاه کردن داشجویان وامثال اینها را عوض می کنم.

 

آيا براي 2 روز روي پستي ماندن و مقامي را حفظ كردن درست است كه به مردم دروغ بگوييم؟

 

 نمي دانم با چه معياري اين موضوع را بيان مي‌كنند و يكي از مشكلات ما است كه با يك پديده واقعا شگفت آوري مواجه هستيم كه مي تواند در برابر مردم به دوربين نگاه كند و بگويد سفيد، سياه است. هزار را بگويد 2 هزار، 2 ضربدر 2 را بگويد 4 نمي شود، مي‌شود 10 و من اين مسائل را براي احساس خطر نسبت به كشور بيان مي‌كنم و هيچ چيز بدتر از اين نيست كه حكومت به مردم دروغ بگويد و ما با اين پديده روبه رو هستيم.