اگه خواستی بدونی كه کسی دوستت داره...
- اگه نگات کرد عاشقته .
- اگه خجالت کشید بدون برات میمیره .
- اگه سرشو انداخت پایین و یه لحظه رفت تو فکر بدون بدونه تو میمیره .
و اگر هم خندید بدون اصلا دوست نداره.
دیوونت بودم و قدرمو ندونستی
چشماتو رو دل عاشق من بستی
دل به غریبه دادی و افتادی از چشمم
بعد تو مثه تو منم بذار بشم
دیگه نمی خوام ببینم تو رو واسه یه لحظه
هر چند دوریه تو واسم خیلی سخته
اما حالا واسم فرقی نداره با تو
زندگی بی تو برام بیشتر می صرفه
***
عاشق بودم و رفتی تو پشت سرتم
نگاه کردی و پیغوم دادی پشت سر هم
آره هنوزم بد میگی تو پشت سر من
به همه گفتی عشقم اونو کشته خره نه؟
خیلی آتو الان دادن آمارو دستم
که قصد تو فقط بوده آمار و اذیت
دیگه نمی خوام بشنوم صدای تو رو من
زندگی می کنم از این به بعد به جای تو خودم
منم همه ی دنیامو دادم به خاطر تو چون
که دروغه که زندگیم فقط به خاطر تو شد
می خوای بگی چرا داری میری؟بگو بگوشم
چرا چون ندادم که لباس گرون بپوشم؟
می دونم بی دلیل نیستش که هستی تو خانوم
اون پسر پول داشت و رفتی تو با اون
می گفتی تو دلت باید اجارمو بدم
به نفعمه که دلتو بذارم و برم
***
دیوونت بودم و قدرمو ندونستی
چشماتو رو دل عاشق من بستی
دل به غریبه دادی و افتادی از چشمم
بعد تو مثه تو منم بذار بشم
دیگه نمی خوام ببینم تو رو واسه یه لحظه
هر چند دوریه تو واسم خیلی سخته
اما حالا واسم فرقی نداره با تو
زندگی بی تو برام بیشتر می صرفه
***
با اینکه درد داشتن حرفای دل من
بغض داشتم و نریخت اشکای چش من
افعال شعر من همش تویی فقط
نمی دونم یهو چی شد عوض شدی نخند
به ریش من تو ، که پیش من تو
دیگه جایی نداری برو از پیش من خب
چون دیگه از تو من نفرت دارم
قول میدم زود میره این عشق از یادم
تو مال من بودی و من مال تو عشقم
اگه عکسم تو قابه دیگه قابو بشکن
به یاد تو تشنم من هنوزم عزیزم
چون اون روزی که عاشق بودی من نبودم ندیدم
تو مال من بودی هه منم فراموش کردم
قبل از اونم نگو که بودیم در آغوش هر شب
***
دیوونت بودم و قدرمو ندونستی
چشماتو رو دل عاشق من بستی
دل به غریبه دادی و افتادی از چشمم
بعد تو مثه تو منم بذار بشم
دیگه نمی خوام ببینم تو رو واسه یه لحظه
هر چند دوریه تو واسم خیلی سخته
اما حالا واسم فرقی نداره با تو
زندگی بی تو برام بیشتر می صرفه
ندونستم عزیزم
یه روز از همین روزا
ما رو از هم می گیره
روزگار بی وفا
سهم من از عشق تو
تلخیه فاصله شد
سهم تو از عشق من
شور عشق تازه شد
اگه می دونستم عزیزم
قسمتمون میشه جدایی
دنباله رد پات نمی رفتم
تا بدونم که تو کجایی
اگه می دونستم زمونه
با من و دل نامهربونه
نمی ذاشتم حتی یادت
توی خاطرم بمونه
توی خاطرم بمونه
***
چه جوری این همه خاطره بره از سرمون
دیگه تو نیستی رفتی به یه سفر دور
هنوز بغض تو صدامه بیا اشکامو ببین
بیا رو گونه هام دست بکش دستامو بگیر
دیگه فضای خونه بی صدا تاریک و سرده
دل من گریه نکن اونی که می خواستی رفته
فقط آرزو کن که همیشه خوب باشه نسوز
یکی اینجا تنها مونده اونو دوس داره هنوز
باشه تنهام بذار ولی نگو تنهام دیگه
فقط جوابتو این سکوت لبهام میده
برو فکرشم نکن روزی برگردی باز
آخه گناهم چی بود به من بد کردی کاش
نمی زدی هیچوقت حرف رفتن بهم
دیگه از من گذشت شده حسرت به دل
باورش خیلی سخته راهمون جدا شده
عزیزم خوشبخت باشی گلم خدا کنه
***
ندونستم عزیزم
یه روز از همین روزا
ما رو از هم می گیره
روزگار بی وفا
سهم من از عشق تو
تلخیه فاصله شد
سهم تو از عشق من
شور عشق تازه شد
اگه می دونستم عزیزم
قسمتمون میشه جدایی
دنباله رد پات نمی رفتم
تا بدونم که تو کجایی
اگه می دونستم زمونه
با من و دل نامهربونه
نمی ذاشتم حتی یادت
توی خاطرم بمونه
توی خاطرم بمونه
***
می دونم دستای من و تو دیگه از هم جداست
لعنت به این روزگار که پا رو قلبم گذاشت
آره تو شمع بودی منم بازم پروانه شدم
من سوختم به پات پشیمونم از کار خودم
هیچوقت یادم نمیره لحظه ی خدافظی
که با بغض صدات گفتی باید جدا بشیم
اگه سخت بود برات گلم فدای سرت
اما می خوام منو ببخشی برای همه
بدی هام اصلا چرا من شدم خاطر خواتو
هیچ وقت دست خودم نبود ولی بدون جاتو
تا آخرشم تو قلب من خالیه باز
امید از درد دوریت واسه تو قافیه ساخت
ثانیه ها که میرن ما هم دور تر از هم
بگو خدا خواست بشیم جدا زودتر از هم
ولی خدا کنه همش دروغ باشه چشم
نبینه پر زدی از فرودگاهه دلم
راهي پيدا كرده ام
كه تا ابد با هم دوست باشيم
راهم خيلي ساده است
من مي گويم چه كار كني
تو هم همان كار را مي كني!!!!![]()
![]()
"شل سيلور استاين"
در شهری در آمریكا، آرایشگری زندگی میكرد كه سالها بچهدار نمیشد.او نذر كرد كه اگر بچهدار شود، تا یك ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچهدار شد! روز اول یك شیرینی فروش ایتالیائی وارد مغازه شد. پس ازپایان كار، هنگامیكه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازهاش را باز كند، یك جعبه بزرگ شیرینی و یك كارت تبریك و تشكر از طرف قناد دم در بود. روز دوم یك گل فروش هلندی به او مراجعه كرد و هنگامی كه خواست حساب كند، آرایشگرماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازهاش راباز كند، یك دسته گل بزرگ و یك كارت تبریك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود. روز سوم یك مهندس ایرانی به او مراجعه كرد. در پایان آرایشگرماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد. حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازهاش را باز كند، با چه منظرهای روبروشد؟ فكركنید.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.شما هم یك ایرانی هستید. حدس بزنید...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف كشیده بودند و غر میزدند كه پس این مردك چرا مغازهاش را باز نمیكند !!!! ![]()
![]()
![]()
VEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVE
OUILOVYOUIL ****** VEYOU ****** ILOVEYOUILO
OVEYOUIL *********** L *********** OUILOVEY
YOUIL *************** *************** YOUIL
UILO *********************************** VE
EI ************************************* IL
V *************************************** O
O *************************************** L
E *************************************** U
YO *************HAPPY VALENTINE**********IL
YOUI *********************************** EY
OVEYO ******************************* LOVEY
OVEYOUIL *************************** ILOVEY
UILOVEYOU *********************** UILOVEYOU
VEYOUILOVEYOU ***************** YOUILOVEYOU
YOUILOVEYOUILOV ************* LOVEYOUILOVEY
UILOVEYOUILOVEYOU ********* LOVEYOUILOVEYOU
LOVEYOUILOVEYOUILOV ***** ILOVEYOUILOVEYOUI
EYOUILOVEYOUILOVEYOU *** YOULOVEYOUILOVEYOU
VEYOUILOVEYOUILOVEYOU * VEYOUILOVEYOUILOVEY
خدایا! مرا همواره، آگاه وهوشیاردار، تا پیش از شناختن درست و کامل کسی یا فکری -مثبت یا منفی- قضاوت نکنم.
خدایا! اندیشه و احساس مرا در سطحی پایین میاور که زرنگی های جقیر و پستی های نکبت بارو پلید شبه آدمهای اندک را متوجه شوم، چه، دوست تر می دارم بزرگواری گول خور باشم تا، همچون اینان، کوچکواری گول زن.
خدایا! در برابر هر چه انسان ماندن را به تباهی می کشاند، مرا، با نداشتن و نخواستن، روئین تن کن.
خدایا! به هر که دوست می داری بیاموز که: عشق از زندگی کردن بهتر است، وبه هر که دوست تر می داری بچشان که: دوست داشتن از عشق برتر است.
فاصله سنيمون كمي زياده ! يعني خيلي زشتي
من به تو علاقه يي به اون صورت ندارم ! يعني خيلي زشتي
من الان تو موقعيت بدي از زندگيم هستم ! يعني خيلي زشتي
من دوست دختر دارم ! يعني خيلي زشتي
تقصير تو نيست ، تقصير منه ! يعني خيلي زشتي
مادرم يه case ازدواجي بهم معرفي كرده ! يعني خيلي زشتي
من الان توجهم به كارمه ! يعني خيلي زشتي
من تصميم گرفتم مجرد بمونم ! يعني خيلي زشتي
بهتره فقط با هم دوست معمولي (social friend) باشيم ! يعني بطرز وحشتناك و غير قابل تحملي زشتي
زن مثل ويروسه اگه وارد زندگيت بشه :
1-جيبهاتوSearchميكنه
2-پولاتوDeleteميكنه
3-خانوادتوEditميكنه
4-ارتباط با دوستاتوCutميكنه
5-فون بوك موبايلت روScanميكنه
6-خوشيهاتوCancelميكنه
7-آخرش هم مختHangميكنه ![]()
![]()
اگه دنيا يه خياله،تو شدي خيال من
نگو عاشقي محاله شك نكن به حال من
اگه زندگي يه حرفه ،حرف من فقط تويي
اگه تو سرم شكاره، تويي اون غزال من
اگه يه تصادفِ قشنگه چرخيدنمون
يا... نه! حكمت يه نيروي عجيب و بي نشون
اگه تو فلسفه جا نشد بگن تفسير عشق
يا توي افسانه ها مردم مي خوننش جنون
ساده ي ساده ي ساده ست
گره خوردن دو تا دست
رفتن و هميشه رفتن
به اميد ته جاده ست
شايد اين ترانه هم دروغه مثلِ عكسِ ماه
شايد اين قافيه ها شيطانيه، پُر از گناه
ممكنه با هم بتونيم حرف تازه اي بگيم
شايد هم بيهوده ذهن خسته مون بشه سياه
واسه هر قبيله از يه قاري اومده صدا
بهتره يه جورِ ديگه حَل كني، جُدا جُدا
اگه يه واژه ي ساده اين همه معني داره!
چرا تاريخ هم نتونسته بگه چيه خدا؟
ساده ي ساده ي ساده ست
قصه ي پاي پياده ست
ماجراي وعده اي كه
خسته به خيال داده ست
چشمانت را براي زندگي مي خواهم. اسمت را براي دلخوشي مي خوانم. دلت را براي عاشقي مي خواهم .صدايت را براي شادابي مي شنوم .دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم. عطرت را براي مستي مي بويم .خيالت را براي پرواز مي خواهم. و خودت را نيز براي پرستش كتاب عشق است . ساده ترين درس زندگي آن است : هرگز كسي را ميازار. محبت خرجي ندارد , در حالي كه همه چيز را خريداري ميكند . خوشبخت كسي است كه خدا دلي پر عشق به او ارزاني كرده است وقتي قدرت عشق غلبه كند بر عشق به قدرت , اون وقته كه دنيا طعم صلح رو مي چشه . بهتر اينه كه غرورت رو به خاطر عشقت فراموش كني تا عشقت رو به خاطر غرورت.
من تنها بودم
و تو...
تنها تر از من
و ما به امید پر شدن تنهائیمان
به هم پیوستیم
اما
تنها تر از قبل شدیم
چون نمی دانستیم
عشق یعنی:

يه روز يه كشيش به يه راهبه پيشنهاد مي كنه كه با ماشين برسوندش به مقصدش… راهبه سوار ميشه و راه ميفتن… چند دقيقه بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و كشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه… راهبه ميگه: پدر روحاني ، روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار… كشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه… چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و كشيش موقع عوض كردن دنده ، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده… راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بيار!… كشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه… بعد از اينكه كشيش به كليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي كتاب روايت مقدس ۱۲۹ رو پيدا مي كنه و مي بينه كه نوشته:
“به پيش برو و عمل خود را پيگيري كن… كار خود را ادامه بده و بدان كه به جلال و شادماني كه مي خواهي ميرسي!”![]()
![]()
10 ثانيه تا انتها
پايوني بي سر و صدا
بي خبر از هر شب و روز
من و يه شمع نيمه سوز
يكي گذشت از ثانيه
9 تاي ديگه باقيه
اي كاش تو لحظه اي كه رفت
ميديدمش يه بار ديگه
اون دور بود و تو حسرت ثانیه ها كه مي گذشت
اي كاش تو اين يك ثانيه بي بودنش نمي گذشت
ساعت ميگه 2 ثانيه 8 تاي ديگه باقيه
يه عمر نشستم منتظر كي ميگه اينا بازيه؟
فقير بودن جرم منه عاشق بودن تنها گناه
يه عمري چشم به در بودم اين آخرا هم چشم به راه
ساعت بازم بهم ميگه 3 ثانيه رفته ديگه
خبر داري چه زود گذشت مونده فقط 7 ثانيه
هي با خودم گفتم مياد اميدتو ندي به باد
داد مي زدم پس كي مياد كسي جوابمو نداد
من موندم و 2 ثانيه ازم فقط اين باقيه
ثانيه پشت سر هم رفتن تا 6 و 7 و 8
لحظه تو گوشام داد ميزد: 8 ثانيه ازت گذشت
من موندم و 2 ثانيه ازم فقط اين باقيه
هنوز نشستم منتظر چشم اميدم ساقيه
های اي خنك باد سحر واسش ببر تو اين خبر
بگو كه من تا آخرين خيره بودن چشام به در
ثانيه نهم كه رفت مونده فقط 1 ثانيه
سرت سلامت نازنين از من 1 لحظه باقيه
قسمت نشد ببينمت شايد كه لايق نبودم
منتظرت موندم يه وقت نگي كه عاشق نبودم
ثانيه 10 گل ياس راحت شدم ديگه خلاص
آزاد شدم بيام پيشت بي واهمه بي هيچ هراس
قشنگ ترين ثانيه ها اين 10 تا بود كه زود گذشت
روياي شيرين بود اونا چون با خياااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااله تو گذشت.
يك لحظه طول مي كشه تا از كسي خوشت بياد
يك دقيقه طول مي كشه تا يكي رو بپيچوني
يك ساعت طول مي كشه تا يكي رو دوست داشته باشي
يك روز طول مي كشه تا دلت براي يكي تنگ بشه
يك هفته طول مي كشه تا به يكي عادت كني
كمتر از يك ماه طول مي كشه كه عاشق يكي بشي
اما يك عمر طول مي كشه تا فراموشش كني![]()
زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره هاي زيبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فكر مي كنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال كاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر مي مانيم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف كرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت كرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يكي از پيرمردها به ديگري اشاره كرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره كرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب كنيد كه كدام يك از ما وارد خانه شما شويم.»
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف كرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت كنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت كرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نكنيم؟»
فرزند خانه كه سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد كرد:« بگذاريد عشق را دعوت كنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت كردند. زن بيرون رفت و گفت:« كدام يك از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»
پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي كرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا كه عشق است ثروت و موفقيت هم هست! »
آري... با عشق هر آنچه كه مي خواهيد مي توانيد به دست آورديد.
مردی به همسرش اینگونه نوشت:
عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش 100 بوسه برایت فرستادم.
عشق تو. ![]()
.
.
.
.
.
همسرش بعد از چند روز اینجوریجواب داد:
عزیزم از اینکه 100 بوس برامفرستادی نهایت تشکر را می کنم. ریز هزینه ها:
1- با شیر فروش، با 2 بوس به توافق رسیدیم.
2- با معلم مدرسه بچه ها، با 7 بوس به توافق رسیدیم.
3- صاحب خانه هر روز می آید و 2-3 بوس از من می گیرد.
4- با سوپر مارکتی فقط با بوس به توافق نرسیدیم بنابرین من آیتمهای دیگری به او دادم.
5- سایر موارد، 40 بوس.
عزیزم،نگران من نباش... هنوز 35 بوس دیگربرایم باقی مانده که امیدوارم بتونم تا آخر این ماه با اون سرکنم.
عشق تو.![]()
![]()
![]()
"ايتاليايي ها ميگن: "عشق يعني ترس از دست دادن تو !
" ايراني ها ميگن : "عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود ... ![]()
![]()
نامه ي چارلي چاپلين به دخترش : تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن عريان خودت
را نشان نده هيچ وقت چشمانت را براي كسي كه معني نگاهت را نمي فهمد گريان مكن
قلبت را خالي نگاه دار اگر هم روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه
فقط يك نفر باشد و به او بگو كه تو را بيشتر از خودم و كمتر از خدا دوست دارم زيرا كه به خدا
اعتقاد دارم و به تو نياز ...
خودت را دوست داشته باش تا به دیگران فرصت دوست داشتن بدهی.
برای عشق هیچ گاه دیر نیست. پس نگران گذران عمر نباش.
عشق در بستر زمان شکل می گیرد. پس باید صبور باش
تا نگردی گمشده خود را نمی یابی و اگر هم بیابی قدر آن را نمی دانی. پس هیچگاه از جستجو باز نایست.
سعی کن خودت باشی. گمشده واقعی تو تو را آنطور که هستی دوست می دارد نه آنطور که خود می پسندد.
عشق در بستر ارتباط شکل می گیرد. پس سعی کن به آنکه دوستش داری نزدیکتر شوی.
گمشده واقعی تو ابتدا عاشق صورت توست بعد عاشق سیرت تو
بنابراین خیلی دربند ظاهر خود نباش.
بیشترین لذت عاشق از عشق است نه از معشوق. پس سعی کن عاشقتر باشی