کیمیای من
امشب به یادتم تنها نشستم
کنار قاب عکست دستات تو دستم فردا به یاد من عشقی نمیمونه قلبی از چشمات ازم یادی نمیکنه اگه داغی توی سینم هست بدون اشکای روی گونم پس واسه این هرشب میبارن میگم اون رفت ولی بیدارم...... با صدات آروم میشدم با غمت داغون میشدم یه شب پیشم نبودی بی سر و سامون میشدم اما رفتی و نگفتی خاطراتمون چی میشه؟ یه ندا هم ندادی میری واسه همیشه واست فرقی نمیکرد که من بی تو میمیرم واست دیوونه میشم به این دنیا اسیرم خیلی ساده تو این بار منو تنها گذاشتی رفتیو ندیدی رو قلبم پا گذاشتی RezaYa